هوایی که دارد کم کم خنک می شود، روزهایی که کوتاه و این بوی عجیبی که از دور به مشام می رسد.
بشارت پاییز را می دهند. نشانه های پاییزند.
سکوت عصر های پاییزی دارد از راه می رسد. زودتر به خانه برمی گردی. چراغ ماشین و اتاق ات را هم زودتر روشن می کنی.
صدای خش و خش برگ خشکی را که باد ملایم پاییزی، کشان کشان روی زمین می کشاند و با خود می برد، می شنوی. می ایستی پای پنجره و خیره می شوی به آن دور ها. مشت هایت را از باران و ریه هایت را از بوی خوش پر می کنی.
...
در یک عصر پاییز، در حدود ساعت ۱۰
از شراب طلایی " اوریوتو" نوشیده ام که برای شب
و آرامش
مفید است
منزلی داشته ام که بالای آن ستاره ها می سوختند
و روی هم رفته
انسانی بودم
مثل تو
"اوسیب کالنتر"
+ نوشته شده در جمعه دهم شهریور 1385ساعت 22:45  توسط مرجان سجادی
|
