زندگی کردنت در این جا هم خیلی آسان نیست. خیلی آسان نیست که خیر. بسیار هم سخت است. سخت است که فلان شرکت اروپایی به علت این که ارتباطی هر چند اندک با شیطان بزرگ دارد، با احترامات فائقه دکت کند و آن جمله معروف را بگوید: "با نهایت تاسف به اطلاعتان می رسانیم که به علت شرایط خاص سیاسی کشورتان، نمی توانیم با شما داد و ستد کنیم" . فلان شرکت اروپایی اعتبار اسنادی ات را قبول نکند چون بانک صادراتت کمک مالی کرده است به لبنان. حتا فلان شیخ بسیار جنتلمن عرب از آن کشور کوچک، با آن صدای آرام و زیبایش بگوید" مشکلات صادرات به تمام کشور ها به سویی و مشکلات تو و کشورت به سویی" و تو لال شوی چون در دل معتقدی که او سخت درست می گوید.
آه امان از این گندی که سیاست دولت فخیمه ات زده است! و هم چنان هم معتقد است که جهانیان از تحریم ما متضرر خواهند شد و نه ما!!!
این کشور و آن دولت و این گند به کنار. تازه تو "زن" هم هستی. "زنی" که باید مواظب باشد. مواظب حرف ها، کنایه ها و رفتار های خودش و بقیه. "زنی" که چون "زن" است و "ایرانی" ست و در کشوری با سابقه تمدنی چند هزار ساله با فرهنگی بسیار "غنی" زندگی می کند. اما "زن" است. با محدودیتی بسیار محدود.
زن بودنت را بسیار دوست داشتی و به آن سخت مغرور بودی نه؟
آهای با خودم هستم. می شنوی احمق؟!
پ.ن.: رای من فقط جنتی. شما چی؟
