کوچک بودم و به زمین و بنفشه ها نزدیک تر. وقتی با مادر به پارک می رفتم، دور تا دور آن حوض بزرگ می چرخیدم و به آن ها نگاه می کردم.
چند وجب بیش تر نبودم ولی مخملی بنفشه ها را بهتر می فهمیدم. ولی الان باید دولا شوم یا بنشینم کنارشان. الان از بنفشه ها دور شده ام انگار. بنفشه ها از بالا خیلی قشنگ نیستند و من بزرگ شده ام.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 16:12  توسط مرجان سجادی
|
