تبليغاتX
fire by friction

fire by friction

از دیشب گیج و منگ ام.

و فکر می کنم که چرا خداوند به ما  برتولوچی و  جرمی آیرونز اعطا نفرمود. 

Stealing Beauty

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 9:39  توسط مرجان سجادی  | 

 ته - خيس چشم ها مي گويند آن چه را كه بايد. فقط به زبان ديگري ست  و مترجمي توانا مي طلبد. به گمانم بايد همه ي فنون ترجمه را به كار گيرد. كار سختي ست.

اوصولن ترجمه كار بسيار سختي ست. اين را استادان مان هم مي گفتند آن موقع ها. حيف كه نمي شود همه چيز را به زبان مبدا خواند و فهميد. ترجمه، خواهي نخواهي مي افزايد و مي كاهد و اين رازي ست بين مترجم و متن!

بيچاره  ته - خيس چشم ها...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 12:4  توسط مرجان سجادی  | 

 

 

هواي خوب

مثل

زن خوب است

هميشه نيست

زماني كه هم است

ديرپا نيست.

مرد اما

پايدار تر است.

اگر بد باشد

مي تواند مدت ها بد بماند

و اگر خوب باشد

به اين زودي بد نمي شود.

 

اما زن عوض مي شود

با

بچه

سن

رژيم

سكس

حرف

ماه

بود و نبود آفتاب

وقت خوش.

زن را بايد پرستاري كرد

با عشق.

حال آن كه مرد

مي تواند نيرومند تر شود

اگر به او نفرت بورزند.

چارلز بوكووسكي

ترجمه ی احمد پوری

از وبلاگ شمس لنگرودی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 14:57  توسط مرجان سجادی  | 

مریم بانوی قصه ی من به گمانم دارد احساسی شبیه احساس مادرمان با كيفيتي متفاوت را تجربه می کند: دوری.

دختر قهرمان قصه من بزرگ شده و جشن پایان تحصیل گرفته. ولي قهرمان، دل تنگ است. دل تنگ رشد کودک دل بندش. و مادرمان در مقیاسی وسیع تر دل تنگ تر ! و من که شاهدی هستم بر ماجرا ولی از دور با احساسی گنگ.   

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 14:45  توسط مرجان سجادی  | 

نام هایی که   Lens Wide Open  برای عکس هایش انتخاب می کند.

عمیق و زیبا.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 16:18  توسط مرجان سجادی  | 

پیروزی بزرگی ست وقتی از فرمولی ابداعی، غذای تازه ای درست می کنی، می چشی، لبخندی از سر رضایت می زنی و در حالی که از غرور، ابرو بالا انداخته ای  به همسر می اندیشی.

 به فتح قله ی کوهی می ماند!

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 13:36  توسط مرجان سجادی  |