اوصولن ترجمه كار بسيار سختي ست. اين را استادان مان هم مي گفتند آن موقع ها. حيف كه نمي شود همه چيز را به زبان مبدا خواند و فهميد. ترجمه، خواهي نخواهي مي افزايد و مي كاهد و اين رازي ست بين مترجم و متن!
بيچاره ته - خيس چشم ها...
هواي خوب
مثل
زن خوب است
هميشه نيست
زماني كه هم است
ديرپا نيست.
مرد اما
پايدار تر است.
اگر بد باشد
مي تواند مدت ها بد بماند
و اگر خوب باشد
به اين زودي بد نمي شود.
اما زن عوض مي شود
با
بچه
سن
رژيم
سكس
حرف
ماه
بود و نبود آفتاب
وقت خوش.
زن را بايد پرستاري كرد
با عشق.
حال آن كه مرد
مي تواند نيرومند تر شود
اگر به او نفرت بورزند.
دختر قهرمان قصه من بزرگ شده و جشن پایان تحصیل گرفته. ولي قهرمان، دل تنگ است. دل تنگ رشد کودک دل بندش. و مادرمان در مقیاسی وسیع تر دل تنگ تر ! و من که شاهدی هستم بر ماجرا ولی از دور با احساسی گنگ.
به فتح قله ی کوهی می ماند!

