شاید فردا، روزی از همین روزها، سالی مثل امسال زنی پیر شوم با دنیایی عکس و خاطره. بدون هیچ وابسته گی، دل بسته گی. بدون نگرانی از نگرانی هیچ وابسته ای، دل بسته ای. رها و منتظر.
شاید اشکی باشد که هم چنان جاری باشد. ذهنی که هنوز به گذشته پرواز می کند و روحی که هنوز سرکشی می کند گاهی
اما
من حلقه ی پایان وابسته گی ها خواهم بود، آخرین حلقه ی این زنجیر
شاید فقط منتظر باشم و راضی
از این که حلقه ای از وابسته گی به خود متصل نکرده ام...
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 20:38  توسط مرجان سجادی
|
