تبليغاتX
fire by friction

fire by friction

بعد از کلاس، داشتم از یک پیاده روی مطبوع پاییزی در خیابان حجاب لذت می بردم که فهمیدم در مرکز آفرینش های هنری  نمایشگاهی برپاست با عنوان "مطبوعات و خبرگزاری ها". پلاکارد های مختلفی نصب شده بود به نقل از سران لشگری و کشوری. از جمله این که: " کشور که اسلامی شد، مطبوعاتش هم باید اسلامی باشد" و ... .  اما  این یکی از رهبر معظم، من را واداشت تا چند دقیقه ای تامل کنم: "مطبوعات باید سالم باشند نه این که فقط طرفدار دولت باشند".

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 22:37  توسط مرجان سجادی  | 

خواهر زاده در راه برای دیدار وطن و خاله خانم (خودم) از آن جایی که تا به حال تجربه مهمان ۱۸ ساله  آن هم دختر، نداشته است، مشغول جمع آوری اطلاعات از دوستان و هم کاران کم سن و سال جهت ارایه هر چه بهتر سرویس خوش گذرانی.

دل مشغولی شیرینی ست. خاله و عمه بودن هم.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 11:12  توسط مرجان سجادی  | 

قطعه، ردیف، شماره، نام، تولد، وفات و گاهی عکسی و دو سه خط شعری وجه تشابه همه شان است اما نیمکت فلزی یک نفره مقابل گور جناب سرهنگ و اکالیپتوس هایی که گور و نیمکت را محاصره کرده اند، شاید محل قرار دو نفره ای باشد.

و سرانجام "قطعه" های قدیمی که حال و هوای عجیبی دارند. آن قطعه ها، تاریک ترند و قشنگ تر. آن جا که درخت های بلند کاج، ردیفی کاشته شده اند و من را یاد یکی از غرفه های همایش "باغ ایرانی" که یکی دو سال پیش در موزه هنرهای معاصر برپا بود می اندازد. و موزه ی هنر های معاصر هم من را یاد اولین قرار دو نفره مان.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 10:52  توسط مرجان سجادی  |