تبليغاتX
fire by friction

fire by friction

اول این که خدا را شکر که همسری روشن فکر نصیبم شد که هر روز کتک نمی زند من را و بی چک و چانه و التماس، می رود دفتر خانه و اجازه می دهد که گذرنامه ام را تعویض کنم.

دوم این که باز هم خدا را شکر که اسباب تبرج از ما جماعت نسوان دور شد و پاچه های شلوار هایمان به زور و بی زور کشیده شد روی چکمه هامان.

سوم این که ما تا به حال هرچه قیمت نفت بالاتر می رفت، خوش حال تر می شدیم. حالا نگو عده ای از سال ۳۸ مشغول ثابت کردن این نکته هستند که بالا رفتن قیمت نفت، یکی از عوامل تورم است.

و سرانجام ما که از دو سال پیش تا امروز هر چه مواد اولیه و مصرفی از اروپا خریدیم برای کارخانه، یا افزایش قیمت نداشته اند یا اگر داشتند، بسیار ناچیز بوده است. قیمت حمل و نقل هم تا آن جایی که من می دانم سه برابر نشده است. پس عجب گران فروش های بی شرافتی هستند این ها که به کشور ما مواد مصرفی می فروشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 22:29  توسط مرجان سجادی  | 

برای من، FOB  یا Free on Board  یعنی: تحویل کالا روی عرشه کشتی اما همان FOB  ولی  Fresh off the  Boat برای خواهرزاده ی کانادایی و دوستان یعنی: "جواد".

صفتی ست که اغلب برای دوستانی به کار می برند که تازه، کوله بار مهاجرت را در کانادا باز کرده اند. دختران نوجوانی که اغلب صورتی می پوشند یا آرایش پر رنگ می کنند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 9:40  توسط مرجان سجادی  |