دارم ظرف ناهارم را (شامل یک سیب، یک پرتقال و یک هویج) می بندم که با خنده می گوید: خانم می خواهد هفتاد سال اش هم که شد، هیکل اش همین طور بماند.
می گویم: خودت همیشه می گویی که از خانم های چاق خوش ات نمی آید و با خودم فکر می کنم که بد چیزی ست این سرازیری که دو سال است در آن افتاده ام. سرازیری سی ساله گی!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 15:8  توسط مرجان سجادی
|
