" نهم فروردین 88 ساعت12:55 ظهر " این اولین جمله گزارش تصادف ماشین پدرم با راننده نیسان در یک جاده خارج شهر است. یک کروکی هم هست که موقعیت ماشین ها را قبل و بعد از تصادف نشان می دهد. برگه کروکی پیش چشمم جان می گیرد. ماشین پدر را دنبال می کنم و حالا صحنه ی تصادف. چشم ها تار می شوند و احساس خفه گی می کنم. ضربه شدید به در و ستون سمت راننده. چند ثانیه بیهوشی به گفته ی خودش, آمبولانس و بیمارستان. عکس ها, فقط شکسته گی در دنده های چهار و پنج و شش سمت چپ را نشان می دهند.
روز های سختی را گذرانده ام از نهم فروردین 88.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 15:38  توسط مرجان سجادی
|
